حفظ سطح سالم قند خون برای تامین انرژی بدن، عملکرد اندامها و سلامت سوختوسازی بدن اهمیت دارد. با این حال، افزایش یا کاهش مکرر و طولانیمدت قند خون میتواند با عوارض صحی همراه باشد. جیم لاوال، داروساز و متخصص سلامت سوختوسازی بدن در ایالت تگزاس امریکا، در گفتوگو با فاکس نیوز گفت که شناخت تاثیر غذا، ورزش، خواب و استرس بر قند خون، برای کنترول آن اهمیت دارد.
به گفتهی او نوع صبحانه، میزان قند و کاربوهایدریتهای مصرفی، فعالیت بدنی، خواب و استرس از جمله عواملیاند که میتوانند بر سطح قند خون تاثیر بگذارند؛ او افزود پیادهروی ده دقیقهای پس از غذا و خواب کافی نیز از عادتهاییاند که ممکن است به تنظیم بهتر قند خون کمک کنند.
لاوال توصیه میکند افراد به تغییرات قند خون پس از غذا خوردن توجه کنند تا دریابند که مواد خوراکی، نوشیدنیها و عادتهای خوراکی مختلف چه تاثیری بر بدن آنها دارند. او با اشاره به تفاوت واکنش بدن به غذاهایی مانند برنج و کینوا (دانهای خوراکی با منشا امریکای جنوبی است که مانند برنج پخته میشود)، میگوید مقدار غذای مصرفشده نیز اهمیت دارد و افراد باید به این موضوع توجه کنند که قند خونشان پس از خوردن هر غذا چگونه تغییر میکند.
مقاومت به انسولین زمانی رخ میدهد که سلولهای بدن پاسخ کمتری به انسولین بدهند. این هورمون به انتقال گلوکز از جریان خون به سلولهای عضلانی کمک میکند تا بدن بتواند از آن برای تامین انرژی استفاده کند یا آن را به شکل گلیکوژن ذخیره سازد. به گفتهی لاوال، التهاب در بدن نیز میتواند در ایجاد مقاومت به انسولین نقش داشته باشد.
این متخصص میگوید طرفدار صبحانهای با پروتین بیشتر است و ترجیح میدهد افراد بهجای صبحانههای سرشار از کاربوهایدریت، غذاهایی را انتخاب کنند که پروتین بیشتری دارند. او با اشاره به اینکه سطح هورمون کورتیزول بهطور طبیعی در ساعات صبح افزایش مییابد، میگوید این هورمون نیز ممکن است بر قند خون تاثیر بگذارد. لاوال تاکید میکند که افراد باید به مقدار قند موجود در مواد خوراکی و میزان کاربوهایدریتهای تصفیهشدهای که مصرف میکنند، توجه داشته باشند.
پیادهروی پس از غذا یکی دیگر از عادتهایی است که لاوال برای کمک به کنترول قند خون پیشنهاد میکند. به گفتهی او، ده دقیقه پیادهروی پس از غذا خوردن میتواند مفید باشد و حتی مقدار کمی تحرک نیز اهمیت دارد؛ بهویژه در زندگی امروزی که بسیاری از فعالیتها بهگونهای انجام میشوند که نیاز به حرکت بدنی را کاهش میدهند.
با این حال، لاوال میپذیرد که پیروی از توصیههای مربوط به تغذیه، ورزش و خواب برای همه آسان نیست. او میگوید برخی افراد روزانه ۱۶ ساعت کار میکنند یا بهتنهایی مسئولیت بزرگکردن فرزندانشان را برعهده دارند. چنین افرادی ممکن است هنگام بازگشت به خانه، بهدلیل گرسنگی و افتی که در قند خون احساس میکنند، بهسراغ مواد خوراکی آماده مانند بیسکویت بروند. به گفتهی او، با وجود این دشواریها، حتی اندکی تحرک پس از غذا میتواند مفید باشد.
مدیریت استرس نیز از دیگر عواملی است که این متخصص بر آن تاکید میکند، زیرا استرس میتواند در ایجاد مقاومت به انسولین نقش داشته باشد. لاوال در کنار تغذیهی سالم، ورزش و کاهش استرس، خواب کافی را برای تنظیم قند خون بسیار مهم میداند. به گفتهی او، وقتی بدن فرصت کافی برای استراحت و بازیابی پس از یک روز کاری ندارد، روند طبیعی ترشح هورمونها ممکن است مختل شود و تنظیم انسولین نیز از کمبود خواب تأثیر بپذیرد.
لاوال همچنین میگوید آپنهی خواب، اختلالی که در آن تنفس فرد هنگام خواب بارها متوقف یا مختل میشود، اغلب با مشکلاتی مانند دیابت، پیشدیابت، فشار خون بالا و چاقی ارتباط دارد. او بر اهمیت عادتهای سالم خواب تأکید میکند و میافزاید که برانگیختگی بیش از حد مغز میتواند در بروز بیخوابی نقش داشته باشد.
به گفتهی این متخصص، افرادی که در طول روز بهشدت تحت فشار هستند، احساس میکنند مسئولیتهای زیادی بر دوش دارند یا پیوسته اضطراب را تجربه میکنند، ممکن است بهدلیل این وضعیت نتوانند خواب مناسبی داشته باشند. اختلال خواب نیز میتواند بر تنظیم قند خون تاثیر بگذارد و با تغییر اشتها و رفتارهای غذایی، کنترول آن را دشوارتر سازد.
لاوال هشدار میدهد که کمبود خواب ممکن است با افزایش وزن همراه شود. او توضیح میدهد که افراد در صورت نداشتن خواب کافی ممکن است برای تامین انرژی مورد نیاز مغز غذای بیشتری مصرف کنند؛ در حالی که کاهش تحرک و اختلال در شیوهی استفاده و ذخیرهسازی انرژی میتواند مدیریت وزن و سلامت سوختوسازی بدن را دشوارتر کند.
بیماری قند یا دیابت، یک بیماری مزمن است که در آن بدن انسولین کافی تولید نمیکند یا نمیتواند از انسولین بهدرستی استفاده کند؛ در نتیجه، میزان قند خون افزایش مییابد. برآوردهای فدراسیون جهانی دیابت نشان میدهد که در سال ۲۰۲۴، حدود ۵۸۹ میلیون بزرگسال در سراسر جهان به این بیماری مبتلا بودهاند؛ یعنی تقریباً یک تن از هر ۹ بزرگسال. در افغانستان نیز شمار مبتلایان در گروه سنی ۲۰ تا ۷۹ سال حدود ۱.۹ میلیون تن برآورد شده است. بر اساس همین برآوردها، حدود ۷۱ درصد مبتلایان در افغانستان از بیماری خود آگاهی نداشتهاند.




