فرانسیس فوکویاما، اندیشمند برجستهی علوم سیاسی و استاد دانشگاه استنفورد، در مقالهی تازهی خود در نشریهی «پرسوِیژن» ایالات متحده تصریح کرده است که امریکا «هرگز به اندازهی امروز منزوی نبوده است.»
فوکویاما با اشاره به کتاب سیسال پیش خود با عنوان «اعتماد: فضیلتهای اجتماعی و خلق رفاه»، یادآور میشود که در آن زمان ایالات متحده را یک «جامعه با اعتماد بالا» توصیف کرده بود. او اکنون میگوید اگر آن کتاب را امروز مینوشت، دیگر چنین تعریفی از امریکا ارائه نمیکرد.
فوکویاما همچنین ادعای دانلد ترمپ مبنی بر اینکه ایالات متحده در دوران ریاستجمهوری او بیش از هر زمان دیگری مورد احترام بوده است را رد میکند و آن را «یکی از مضحکترین» اظهارات او میداند. او تاکید میکند که در وضعیت کنونی، امریکا بیش از هر زمان دیگری از سوی متحدان سنتی و نیز رقبا با بیاعتمادی مواجه است.
به گفتهی او، از دههی ۱۹۹۰ به این سو، قطبیشدن سیاسی در امریکا افزایش یافته و به وضعیتی رسیده که علوم سیاسی آن را «قطبیشدن عاطفی» مینامد؛ وضعیتی که در آن گروههای سیاسی نهتنها با یکدیگر اختلاف دارند، بلکه یکدیگر را بدخواه و غیرصادق میدانند. فوکویاما استدلال میکند که نتیجهی این روند، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی در سطح کلان جامعه بوده است.
او همچنین اشاره میکند که در چنین شرایطی، بیاعتمادی در سراسر جامعه گسترش یافته و حتی توافق بر سر مجموعهای مشترک از واقعیتها نیز تضعیف شده است. به گفتهی فوکویاما، این وضعیت با گسترش نظریههای توطئه همراه بوده است.
فوکویاما در ادامه، مفهوم اعتماد را به عرصهی روابط بینالملل تعمیم میدهد و تاکید میکند که کشورها، همانند افراد، بر بنیاد رفتار قابل مشاهده به یکدیگر اعتماد میکنند. او یادآور میشود که در نظام بینالملل، مرجع نهایی برای اجرای قواعد وجود ندارد و در چنین شرایطی «اعتبار» به عامل اصلی تنظیم روابط تبدیل میشود. از این منظر، هرگونه تضعیف در قابلیت پیشبینی رفتار یک کشور میتواند به کاهش اعتماد سایر بازیگران بینالمللی بینجامد.
او در همین چارچوب به تحولات پسین اشاره کرده و میگوید که جنگ جاری با ایران و بحران تنگهی هرمز احتمالاً نشانهای از یک «گسست بنیادین» در ساختار امنیتی اتلانتیک شمالی است. به گفتهی او، ناتو بهعنوان یک ائتلاف، بر پایهی اعتماد متقابل شکل گرفته و کارکرد بازدارندگی آن به این باور وابسته است که اعضا در صورت تهدید، از یکدیگر حمایت خواهند کرد. با این حال، فوکویاما تاکید میکند که این تعهد ناظر بر دفاع جمعی است و شامل مشارکت در جنگهای تهاجمی نمیشود.
فوکویاما در ادامه مینویسد که در شرایط کنونی، ایالات متحده با سطحی از انزوا مواجه است که در گذشته پیشینه نداشته است. او توضیح میدهد که هرچند برخی مقامات اروپایی در بحران پسین مواضعی حمایتی اتخاذ کردهاند، اما این اقدامات را نمیتوان نشانهی اعتماد پایدار دانست، بلکه بیشتر حاصل محاسبهای محتاطانه است. به گفتهی او، رهبران اروپایی نمیتوانند با اطمینان فرض کنند که حمایت از امریکا در آینده با اقدام متقابل مواجه خواهد شد.
او همچنین به تاثیر این وضعیت بر رقبا اشاره میکند و میگوید که اگرچه برخی اقدامات ایالات متحده ممکن است به نفع کشورهایی مانند روسیه و چین تمام شده باشد، اما این کشورها نیز نمیتوانند بهطور قابل اتکا بر آمریکا برای تامین منافع خود حساب کنند. از این رو، کاهش اعتماد به ایالات متحده، هم روابط آن با متحدان و هم با رقبا را تحت تاثیر قرار داده است.
به گفتهی فوکویاما، در روابط بینالملل همانند تعاملات فردی، ایجاد حداقلی از اعتماد برای موفقیت ضروری است و این امر مستلزم پایبندی به تعهدات و رعایت اصل عمل متقابل است. او نتیجه میگیرد که تضعیف این اصول، نقش مهمی در شکلگیری وضعیت کنونی ایفا کرده است.




