Donate
فارسی Français English
تلویزیون دیار
  • چشم‌انداز
  • تماشای تلویزیون
  • افغانستان
  • جهان
  • اقتصاد
  • فرهنگ
  • ورزش
  • نگاه شما
  • ویژه‌
    • روایت فرجام: صندوق نامه‌های شما
    • شهرخوانی
    • زنان
    • حقوق بشر
    • پناهندگان
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
تلویزیون دیار
فارسی Français English Donate

بازگشت نجات‌دهنده؛ به‌بهانه‌ی زادروز مسیح در سایه‌ی جنگ غزه

ایلیاد احمد

7 جدی 1402 - بروز شده در 5 جدی 1403
مدت زمان مطالعه: 1 دقیقه
0 0
بازگشت نجات‌دهنده؛ به‌بهانه‌ی زادروز مسیح در سایه‌ی جنگ غزه

بیت‌لحم شهر کوچکی در مرکز کرانه‌ی باختری رود اردن است که به‌دست تشکیلات خودگردان فلسطینی اداره می‌شود. این شهر کوچک بنابر روایت انجیل متی، زادگاه عیسای ناصری، پیامبر مورد احترام ما مسلمانان و بنابر اعتقاد مسیحیان، نجات‌دهنده‌ی انسان‌هاست. مسیح، نه‌تنها پیشوای بزرگ‌ترین دین آسمانی جهان است، بلکه چهره‌ای محبوب و دوست‌داشتنی برای مسلمانان نیز است، او یکی از پیامبران اولوالعزم در اسلام است و لقب او در قرآن «روح الله» یعنی «روح خداوند» است. در زادروز رسمی مسیح – بیست‌وپنجم دسامبر – ام‌سال نیز هم‌چو سال پیش فضای جنگ بر بیت‌لحم حاکم بود، سایه‌ی سیاه «جنگ» که بیش از یک سال است تا زادگاه «پیامبر صلح و مهر» دامن گسترده‌است. اگر مسیح این احوال را می‌نگریست، واکنش‌اش چه بود؟

فئودور داستایفسکی، نویسنده‌ی بزرگ روس، در فصلی از رُمان «برادران کارامازوف» – که به‌اعتقاد شماری از منتقدان درخشان‌ترین فصل آن رُمان است، مسیح را در عصر سلطه‌ی کلیسا به‌زمین بازمی‌گرداند، بازگشتی که به‌مذاق مقامات روحانی کلیسا و اسقف‌های زمان خوشایند نیست و پاسخ آنان به مسیح این است که «دگر نیازی به او نیست» و اکنون «طریقت» و راه او برای رستگاری، کاسبان زبده و کاردانی یافته‌است. داستایفسکی در این شاهکار، راه را بر یکی از بحث‌برانگیزترین مباحث تاریخ ادبیات گشود، بحث بازگشت مسیح در «لحظه‌ی اکنون» و نظاره کردن او مر آن‌چه را که آدمیان پس از او پیشه کرده‌اند.

اگرچه اقتدار چند قرنی کلیسا برافتاده است – که مکافات جنایت‌های آن چند قرن با خداوند باد – اما جهانی‌که آدمیان ام‌روز و اینک آفریده‌اند، آیا اندکی هم هم‌راستاتر با آموزه‌های مسیح در مقایسه با عصر اقتدار کلیسا است؟ اینک که بت‌های «واهی» و «آسمانی» شکسته‌اند و دگر کسی «انتزاع محضی» در آسمان‌های دور را چندان سودایی برای خریدن نمی‌پندارد، آیا بت‌های زمینی و «فیتیشیسم» و کالاپرستی انسان‌ها بهتر از سجده‌های کور آنان به سنگ و هوا است؟‌

بیت‌لحم که قسمت کوچکی از ارض موعود و یا سرزمین مقدس مسلمانان، یهودیان و مسیحیان است؛ همه‌ساله از نامِ «مسیح» عده‌ای را «نان» نیز می‌داد، بازارکی برای بزرگ‌داشت و «یادگارستانی» از زادگاه مسیح برپا می‌گشت و خلایق داشتن چیزی از آن بازار را هم‌ارز با داشتنِ همیشگی «مسیح» در جیب‌های خویش می‌دانستند. اما در دو سال گذشته و با آتش افروخته‌ی جنگ حماس با اسرائیل در چند کیلومتر آن‌سوتر بیت‌لحم، بیش‌تر از ۴۵ هزار تن کشته‌ شده‌اند و لرزش‌های پی‌هم خاک تا به‌زادگاه و خاک زاده‌شدن مسیح نیز پا گسترده‌است و هم‌شهریان و دوست‌داران مسیح نه دغدغه بزرگ‌داشتنِ یاد آن بزرگ‌مرد، بلکه اندیشمند نگه‌داشت جانِ خویش در جهنمِ جاری در آن سرزمین‌اند.

همه می‌دانیم که هیچ‌یک داستایفسکی نیستیم – و خوشا که نیستم – ولی می‌دانیم و می‌توانیم که تخیل داستایفسکی را باری دگر به‌عزم هجو تندی و زشتی واقعیت، به‌کار بریم. همان‌طور که او مسیح را در عصر سلطانی اسقف‌های به‌زمین بازگردانده بود تا بنگرد که با «پیامش» چه کرده‌اند اکنون بایست مسیح را نه در کوچه‌های کوچک و سنگی و قشنگ شهرهای اروپایی، بلکه بر ارض خاکی و خواری که خود در آن زاده شد، بازگرداند، به ارض موعود.

مسیح مبهوتی را تصور کنید که دنیای تکنیک را همان‌سان می‌نگرد که حواریون راه‌پیمودن او بر آب را می‌نگریستند. مردی عامی و اُمی که در همه‌سو آثاری حیرت‌زا می‌نگرد و از تبدیل شدنِ خودش به بتی دگر، کلافه و آزرده‌است. ولی یعوشا را تلخ‌ترین اخبار این‌ها نیست، تلخ‌ترین خبر او را که آموزگار بزرگ انسانیت است، همین خواهد بود که «پیام مهربانی» و «انسان بودن» او دگر آن‌قدر بلاموضوع و بی‌معنا شده‌است که حتا زادگاه او را لرزش‌های «نسل‌کشی» انسان‌ها و زنان و کودکان تکان داده‌است و هر روز تکان می‌دهد و انسان‌ها چونان مُرده‌های بی‌هوده‌ی بی‌معنا بر زمین گام می‌زنند و به‌روی خویش نمی‌آورند که کشتار درست نیست، که می‌توان نکشت و می‌توان از خونِ چهل هزار کودک و زن گذشت.

مسیح را بنگرید که دوباره سعی می‌کند به آدم‌ها درس انسانیت بدهد ولی حتا «سوژه‌ی جذابی» برای تیک‌تاک‌ها و اینستاگرام‌های ما نخواهد شد، مسیحی‌که «نبرد توجه» در دنیای جدید را به «کیم‌کاردشیان» خواهد باخت. مسیحی‌که پیام او – هرقدر هم تکان‌دهنده‌ باشد – راهش را تا «خبرهای داغ روز» در سی‌ان‌ان و رویترز و فاکس‌نیوز نخواهد گشود. مسیحی‌که دگر «مهربانی» او افسانه‌ی خنده‌داری‌ست که در دنیای بی‌رحمی‌های انسان نسبت به خودش، حتا به‌اندازه‌ی یک فکاهی کمیدین‌ها نیز «به‌دردبخور» و خنده‌آور نیست. مسیحی‌که راه می‌رود، در جهانی‌که راه را بسته است و انسان، فرایند دردناک «خودآزاری» و خودکشی تدریجی را آغاز کرده و در آخرین پرده‌های نمایش بربادی خویش است. مسیحی‌که خواهد دید که «انسان‌ها» دگر معنا ندارد و هرکسی می‌خواهد «گلیم خویش از غرقگی رهاند» و طوفان شبانگاه، مسافران کشتی شکسته‌ی تمدن را «وحشی» و «خون‌خوار» کرده‌است، اگرچند عده‌ای از این خونخواران کت‌وشلوارهای پاک و اتوکشیده به‌تن دارند.

مسیح خواهد دید که «رستگاری» در این دنیا، دگر به‌معنای زیستن در دنیایی که «آزاده به‌کام دل رسیدی آسان» نیست، بلکه رستگاری یعنی یافتن پول، نگه‌داشتن و پنهان کردن پول، و در نیمه‌شب، هنگامی‌که هیچ‌ ناظری بر سر نیست، سجده‌ کردن برای پول، شده‌است. او خواهد دید که «فضیلت‌»های والا و بلندی که او برای‌شان کشته شد، تبدیل شده‌اند به «کالا» و از این حیث، تفاوتی با خریدنی‌های پست ندارند، او خواهد دید که فضیلت‌ها چقدر نکوهیدنی شده‌اند و آدمیان تا چه مایه پست و فرومایه. خواهد دید که دگر «چیزی اهمیتی ندارد» و یگانه غایت انسان‌ها از زیستن و نفس کشیدن – هم‌چون نیاکان وحشی و غارنشین – فراهم‌آوردنِ اسباب لذت و در صدر همه‌ی آن‌ها، خداوند لذت، پول شده‌است. دگر سخنی از «فضیلت‌های دردناکی» که انسان – به‌شان انسان بودن خود – دردهای مترتب بر آن ‌را تحمل می‌کرد تا مگر «مرگ معناداری» داشته و از رسته‌ی «بندگان و بردگان ضرورت» رها شده‌بود، نیست. و همگان در پی سراب که دنیای «بی‌دین»شان برای آن‌ها هدیه کرده‌است می‌دوند و عجب‌تر این‌که می‌دانند که در پی سراب می‌دوند و «خوشبختی» افسانه‌ی بی‌چارگی و بی‌معنایی زندگی آن‌هاست، ولی آن‌چنان «برده‌خو» شده‌اند که کماکان می‌دوند و دست از این دوش برنخواهند داشت.

بازگشت مسیح به بیت‌لحم، در آن‌چه ما آفریده‌ایم، در این دنیای بی‌معنایی و پول و لذت و کالا، آن‌قدر خبر خُردی خواهد بود که هیچ‌کس متوجه آن نخواهد شد و نجات‌دهنده خواهد دانست که سخن از نجات گفتن برای کسانی‌که نمی‌پذیرند به «نجات‌یافتن» نیازمندند، خشت بر دریا زدن و بی‌حاصل خواهد بود. مسیح چارسو را نگاهی خواهد انداخت و بی‌آن‌که هزاران سال وقار خود را خاک‌آلود و زمین‌گیر کند، هیچ نخواهد گفت و با سکوتی سرد دوباره از این سرداب انسان‌ها عبور خواهد کرد. آن‌قدر بی‌صدا و آرام که هیچ‌یک از ما نخواهیم دانست، هیچ‌یک از ما ندانستیم.

نگاه شما محل نشر افکار نویسندگان است و نشر این انگاره‌ها از سوی دیار به‌معنای تایید آنان نیست.

بیشتر بخوانید

فوکویاما: مدیریت جهان به دست «پسری ده‌ساله» افتاده است
جهان

فوکویاما: مدیریت جهان به دست «پسری ده‌ساله» افتاده است

28 حوت 1404
زنان معترض: بازداشت زنان و دختران تهدید جدی به حیثیت‌شان است
افغانستان

زنان در دو راهی «سرنوشت» و «انتخاب»

17 حوت 1404
اتحاد فعالان حقوق بشر: تصمیم تازه‌ی طالبان «بدوی و زشت» است
افغانستان

آینده‌ی زنان افغانستان در هاله‌ای از ابهام؛ نظم اجتماعی یا نقض حقوق بشر؟

17 حوت 1404
ترور اکرام‌الدین سریع در قلب ایران؛ سکوت تهران چه پیامی دارد؟
نگاه شما

ترور اکرام‌الدین سریع در قلب ایران؛ سکوت تهران چه پیامی دارد؟

6 جدی 1404

نوشته‌های تازه

  • فوکویاما: مدیریت جهان به دست «پسری ده‌ساله» افتاده است
  • قیمت نفت در معاملات امروز تا مرز ۱۱۳ دالر بالا رفت
  • طالبان برخلاف عربستان فردا را روز نخست عید فطر اعلام کرد
  • وزارت امر به معروف طالبان: محتسبان ما در روزهای عید هم فعالیت دارند
  • وزیر طالبان به شیعیان: حلقات مغرض در پی ایجاد تفرقه در میان مسلمانان هستند
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
اشتراک در خبرنامه
نرخ ارزها در برابر افغانی
در حال دریافت نرخ‌ها...
Deeyar Logo

Privacy Policy
|
Legal Notice
|
About

© تمامی حقوق برای تلویزیون دیار محفوظ است.

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • چشم‌انداز
  • تماشای تلویزیون
  • افغانستان
  • جهان
  • اقتصاد
  • فرهنگ
  • ورزش
  • نگاه شما
  • ویژه‌
    • روایت فرجام: صندوق نامه‌های شما
    • شهرخوانی
    • زنان
    • حقوق بشر
    • پناهندگان