روزنامهی بریتانیایی «میرُر» به نقل از یک ارزیابی استخباراتی گزارش داده است که القاعده با کمک شبکهی حقانی، مرگ حمزه بن لادن را صحنهسازی کرد، در حالی که این پسر اسامه بن لادن همچنان زنده است.
دانلد ترمپ در سال 2019 که آن زمان نیز رییسجمهوری امریکا بود، اعلام کرد حمزه در یک حملهی هوایی کشته است، اما مقامهای امریکایی هیچگاه جسدی منسوب به او را به رسانهها نشان ندادند.
بر بنیاد ارزیابی استخباراتی که «میرر» آن را گزارش داده، ایمن الظواهری، رهبر پیشین القاعده، در پی یک حملهی هوایی، به دوستان حمزه دستور داد که در مکالمات تلفونی خود دربارهی مرگ حمزه صحبت کنند.
بر بنیاد گزارش، الظواهری میدانست که مکالمات شنود میشوند به همین دلیل، در پی آن بود که سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیآیای) را فریب دهد.
در ارزیابی آمده: «اطلاعات و منابع بیشتر به این نتیجه رسیدند که مکالمات تلفونی اعضای خانواده[ی حمزه] برای تقویت اطلاعات رهگیریشده دستکاری شده بودند و نتیجه این شد که حمزه از فهرست اهداف فعال خارج شد، در حالی که او تحت حفاظت باقی مانده بود.»
«میرر» نوشته که ایمن الظواهری که خودش در سال 2022 توسط امریکا در کابل کشته شد، حمزه را برای به دست گرفتن رهبری القاعده پرورش داده بود.
بر اساس گزارش، حمزه در 14 نومبر 2022، پس از مرگ الظواهری، در یک اردوگاه در قندهار که توسط پدرش ایجاد شده و بعداً ویران و دوباره بازسازی شده بود، به عنوان رهبر القاعده منصوب شد. در این مراسم نمایندگان «طالبان، شبکهی حقانی، تحریک طالبان پاکستانی» و شماری دیگر حضور داشتند.
این ارزیابی همچنین گفته که حمزه که در پی انتقام است، در افغانستان اردوگاههای «هراسافگنی» ایجاد کرده و با نیروهای نظامی ایران، حماس، داعش و «دهها گروه دیگر» ارتباط برقرار کرده است.
بر بنیاد گزارش، تهدید تازهی القاعده متوجه امریکا، اروپا، از جمله بریتانیا، و منافع متحدان آنان است و شامل حملات با تلفات گسترده، آدمربایی و اشکال مختلف حملات «هراسافگنی» میشود. ترورهای سیاسی، گروگانگیری و حمله به منافع یهودیان و اسرائیل نیز ممکن است توسط القاعده انجام شوند.
ارزیابی همچنین تاکید کرده: «افغانستان تحت کنترول طالبان به آن (القاعده) عمق راهبردی میدهد، در حالی که جنگ در غزه، رقابت میان دولتها که ایران نیز در آن دخیل است، ناامنی در ساحل افریقا و افراطگرایی آنلاین، فرصتهایی برای بسیج فراهم میکنند.»
در ادامه آمده: «ظهور دوبارهی حمزه بن لادن، چه نقش او عمدتاً عملیاتی باشد و چه نمادین، میتواند این جریانها را به یکدیگر پیوند دهد. نبود یک حملهی راهبردی موفق در جریاین یک بازهی زمانی پیشبینیشدهی قبلی، به معنای از میان رفتن تهدید نیست، بلکه ممکن است نشاندهندهی تاخیر، ایجاد اختلال یا صبر عمدی باشد.»




