تلویزیون دیار هزاران سند مرتبط با جفری اپستین، سرمایهدار امریکایی و مجرم جرایم جنسی را که اخیراً در چارچوب پروندههای قضایی و اسناد آرشیفشده در ایالات متحده منتشر شده، بررسی کرده است. ارزیابیهای ابتدایی دیار نشان میدهند که دستکم در حدود یک هزار سند مرتبط با او، نام افغانستان به گونهی مستقیم یا غیرمستقیم ذکر شده است.
این اسناد شامل مکاتبات ایمیلی، یادداشتها و بخشی از ارتباطات اپستین با شماری از چهرههای اقتصادی و سیاسی غرب است. در میان این اسناد، افغانستان در برخی موارد به عنوان بخشی از تعاملات سیاسی و امنیتی میان افراد بانفوذ مطرح شده است.
در یکی از این اسناد که شامل رشتهای از ایمیلها میان جفری اپستین و تام پریتزکر، میلیاردر امریکایی، است، افغانستان به عنوان بخشی از تعاملات شبکهای این حلقه مطرح شده و در این مکاتبات از نام «حقانی» نیز یاد شده است.
این ایمیلها مربوط به ماه جون سال ۲۰۱۰ میلادی است. در یکی از این مکاتبات، پریتزکر دربارهی حضور خود در کابل نوشته است: «شب را در کابل در یک مهمانی شام با فرد وابسته به استخبارات امریکا گذراندم؛ کسی که جنگ چارلی را اداره میکرد. شوخی نیست. خودش بود. همه چیز و همه کس را میشناسد.»
اصطلاح «جنگ چارلی» در ادبیات سیاسی امریکا معمولاً به برنامهی پنهانی ایالات متحده در دههی ۱۹۸۰ اشاره دارد. در آن دوره، امریکا در چارچوب رقابت جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی، از گروههای مجاهدین افغانستان حمایت مالی و تسلیحاتی میکرد. این برنامه در روایتهای تاریخی امریکا با نقش چارلی ویلسون، عضو کانگرس ایالات متحده، پیوند خورده است، سیاستمداری که در تامین بودجهی این عملیات نقش مهمی داشت.
پریتزکر در ادامه همان ایمیل مینویسد: «او (فرد استخباراتی امریکا) و حقانی قبلاً دربارهی این صحبت میکردند که کدامشان اول دیگری را خواهد کشت. شورویها در پاکستان جایزهی بزرگی برای سر او تعیین کرده بودند. او برنامه را طراحی کرد و بعد اجرای میدانی آن علیه اتحاد شوروی را انجام داد.»
در این بخش از ایمیل، نام «حقانی» بدون توضیح بیشتر ذکر شده است. با توجه به زمینهی تاریخی جنگ افغانستان، این نام احتمالاً به جلالالدین حقانی اشاره دارد؛ یکی از فرماندهان شناختهشدهی مجاهدین افغانستان در دوران جنگ با اتحاد جماهیر شوروی. کسی که بعدها شبکهای نظامی را ایجاد کرد که به نام او شناخته شد. وی در دههی ۱۹۹۰ به یکی از متحدان نزدیک طالبان تبدیل شد و در دوره نخست حاکمیت طالبان در افغانستان از چهرههای بانفوذ نظامیِ این گروه به شمار میرفت. شبکهی حقانی در سالهای پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ به یکی از شاخههای مهم شورشیان مسلح در افغانستان تبدیل شد و در گزارشهای دولت افغانستان، ایالات متحده و سازمانهای بینالمللی مسئول شماری از حملات مرگبار در کابل و دیگر شهرهای افغانستان معرفی شده است.
پس از مرگ جلالالدین حقانی، رهبری این شبکه به پسرش سراجالدین حقانی منتقل شد. سراجالدین حقانی بعدها به یکی از رهبران ارشد طالبان تبدیل شد و پس از بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، به عنوان وزیر داخله در ساختار حاکمیت این گروه منصوب شد.
گزارشهای امنیتی نشان میدهند که جلالالدین حقانی در سال ۲۰۱۰ (زمان این مکاتبه) هنوز زنده بود، اما به دلیل بیماری و کهولت سن نقش عملیاتی محدودی داشت. در آن زمان، ادارهی عملیاتی شبکه تا حد زیادی در اختیار پسرش قرار گرفته بود. منابع مختلف گزارش دادهاند که جلالالدین حقانی احتمالاً در سال ۲۰۱۴ درگذشته است، اما خبر مرگ او چند سال بعد به طور رسمی اعلام شد.
پریتزکر در بخش دیگری از ایمیل خود برای نشان دادن میزان نفوذ و ارتباطات فردی که در کابل با او دیدار کرده، داستانی را روایت میکند. به گفتهی او، این فرد در محافل مهم سیاسی و اجتماعی امریکا حضور داشته و با چهرههای بانفوذ آن دوره رفتوآمد داشته است.
او به چارلی ویلسون، سیاستمدار امریکایی که در دههی ۱۹۸۰ از حامیان مجاهدین افغانستان بود، اشاره میکند. پریتزکر مینویسد پس از ازدواج ویلسون، جوآن هرینگ [زنی بانفوذ که در دهه ۱۹۸۰ در جلب حمایت امریکا از مجاهدین افغانستان نقش داشت]، همسر تازهی ویلسون را برای مهمانی غذای شب دعوت کرد. به گفتهی پریتزکر، هرینگ در جریان آن مهمانی به شوخی گفت که شماری از مهمانان حاضر قبلاً با ویلسون رابطه داشتهاند.
این روایت به فلمی اشاره دارد که در سال ۲۰۰۷ دربارهی نقش چارلی ویلسون در حمایت ایالات متحده از مجاهدین افغانستان ساخته شده است. در این فلم، جولیا رابرتس نقش جوآن هرینگ را بازی میکند.
پریتزکر در ادامهی ایمیل دربارهی فردی که با او دیدار کرده چنین مینویسد: «او احتمالاً بهترین سرگرمی زندهای است که در مدت بسیار طولانی با آن روبهرو شدهام. بسیار باهوش است و پانزده سال در کوچههای تاریک [اشاره به ماموریتهای مخفی و پرخطر] فعالیت کرده است. در گذشته رییس استیشن [اشاره به استخبارات] در هانگکانگ بود. مککریستال خوب بود، اما این مرد عالی.»
در ایمیل اما نام مشخصی از این فرد ذکر نشده است.
پاسخ جفری اپستین به این روایت کوتاه است. او در جواب نوشته است: «بیصبرانه منتظر شنیدن جزئیات هستم.»
با این حال، بررسی این اسناد نشان نمیدهد که آیا اپستین در آن زمان به افغانستان سفر کرده یا ارتباط مستقیمی با گروههای درگیر در جنگ این کشور داشته است یا نه اما مکاتبات موجود نشان میدهند که افغانستان و برخی چهرههای مرتبط با آن در گفتوگوها و روایتهای شبکهی افرادی که اپستین با آنها در تماس بوده، مطرح شده است.
تحلیلگران پروندهی اپستین در رسانههای بینالمللی نیز پیشتر اشاره کردهاند که او تلاش میکرد به حلقههای قدرت و تصمیمگیری در سطوح بالا دسترسی داشته باشد. در چنین چارچوبی، افغانستان در دو دههی پسین به دلیل حضور نظامی امریکا و رقابتهای اطلاعاتی، یکی از مناطق مهم در تعاملات سیاسی و امنیتی بینالمللی محسوب میشده است.
برخی گزارشهای رسانههای غربی همچنین نشان دادهاند که افغانستان در مواردی در گفتوگوهای مرتبط با فرصتهای اقتصادی و پروژههای پرخطر نیز در شبکهی ارتباطی اپستین مطرح شده است، اما در اسناد بررسیشده توسط تلویزیون دیار، اشاره مستقیمی به فعالیت اقتصادی اپستین در افغانستان مشاهده نشده است.
بررسی گستردهتر این اسناد همچنان ادامه دارد و یافتههای بیشتر دربارهی اشاره به افغانستان در مکاتبات مرتبط با اپستین از سوی دیار منتشر خواهند شد.
زنجیرهی نشر اسناد مرتبط با پرونده جفری اپستین از دو سال به اینسو و به دنبال تصمیم دادگاههای فدرال ایالات متحده آغاز شد و در چند مرحله ادامه یافت. تازهترین و بزرگترین بخش این اسناد در ۳۰ جنوری امسال (۹ دلو) از سوی وزارت عدلیهی امریکا منتشر شد که شامل حدود ۳.۵ میلیون صفحه سند، نزدیک به دو هزار ویدیو و حدود ۱۸۰ هزار تصویر مرتبط با تحقیقات دربارهی فعالیتها و شبکهی ارتباطی اپستین است. این اسناد در چارچوب قانون شفافیت پروندههای اپستین منتشر شده و بخشهایی از آن به دلیل حفظ حریم خصوصی قربانیان یا ملاحظات امنیتی حذف یا سانسور شدهاند.




