Donate
فارسی Français English
تلویزیون دیار
  • چشم‌انداز
  • تماشای تلویزیون
  • افغانستان
  • جهان
  • اقتصاد
  • فرهنگ
  • ورزش
  • نگاه شما
  • ویژه‌
    • روایت فرجام: صندوق نامه‌های شما
    • شهرخوانی
    • زنان
    • حقوق بشر
    • پناهندگان
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
تلویزیون دیار
فارسی Français English Donate

معلمی در کابل؛ به‌بهانه‌ی روز جهانی آموزگار

ایلیاد احمد

13 میزان 1402
مدت زمان مطالعه: 1 دقیقه
0 0
معلمی در کابل؛ به‌بهانه‌ی روز جهانی آموزگار

از خواب پا می‌شوی، صبحِ زود. کتاب‌هایت را منظم می‌کنی، می‌نگری چه چیزی را بناست درس بدهی و برای پرسش‌های احتمالی آماده می‌شوی. مطمئن می‌شوی «مارکر» و «تخته‌پاک‌ات» را برداشته‌ای که مبادا باز فراموش‌شان کنی. راه می‌افتی،‌ سادگی از همه‌جای کنش‌ات می‌بارد و مگر غیر از این ممکن است؟ مگر می‌توان آموزگاری کرد و «ساده» نبود، تو گویی سادگان را زاده‌اند که باربار به چاله‌ها بیفتند و بارها قربانی خدعه‌های خدغه‌گران شوند و چون خوب دانستند و دیدند که این «سادگی» چندباره دخل‌شان را می‌آورد، بروند و به دگران هم بگویند که کجا را مواظب باشند تا به چاه و چاله نیفتند.
.
می‌روی و منتظر می‌مانی تا تاکسی از سواران پُر شود و راه بیفتد، با نیم‌نگاه‌هایی مواجه می‌شوی و همین، خبرت می‌دهد که دگرانی که در تاکسی هستند دانسته‌اند که تو «معلمی»، که همگان یک‌سره گمان برده‌اند تو «مفلوکی» و برای همین با نیم‌نگاهی از ترحم نگاهت مي‌کنند، البته این «ترحم» که برای آن‌ها حکم «لطف» را دارد، وگرنه جوانانِ «سربه‌هوا» که همان «لطفِ ترحم» را نیز بدهکار حال تو نیستند و نگاه‌شان، نگاهی‌ست انباشته از «تحقیر» و ملامت‌گری، و تو می‌دانی، می‌دانی که آنان زاده‌ی عصرِ «بطالتِ آموختن» و آموختاندن‌اند، آنان باور دارند که «!Those who can’t do, teach» که یعنی تو که آموزگاری، در این جامعه و در میان مردمی‌که اصلاً پرسیدن از تقدم و ترجیحِ آن پرسش بی‌معنای مسخره که «علم یا ثروت» خنده‌دار شده‌است و بسیار بدیهی‌است که «ثروت» در عصرِ‌ نئولیبرالیسم، چه سهل و ساده هرگونه «علمی» را که خواست می‌خرد و چه‌بسا به‌سخره‌اش نیز می‌گیرد. جواناني‌که «انگیزه‌دهی» و «انگیزه‌گیری» را دوست دارند، انگیزه‌هایی که هرگز پیدا نبوده بناست صرف چه چیزی شوند؟ «انگیزه‌هایی» واهی برای نسل‌هایی که دگر قبله‌های آنان، دیرگاهی‌ست «بیل‌گیتس» و «ایلان ماسک» شده‌است و این بسیار طبیعی‌ست که برای چنین نسل ظاهرپرست و سطحی‌ای، کنشی «به‌سادگی» و ژرفنایِ «آموزگاری» بی‌معنا و بسا اوقات بی‌هوده و خنده‌دار به‌چشم بیاید. و تو هیچ نمی‌گویی، زیرا راه را در «موعظه‌گری» و «کلی‌گویی» نمی‌نگری و فکر می‌کنی بهترین کاری که می‌توانی برای این نسل «بی‌کتاب» انجام دهی، همین است که بروی و درسی را که به تو سپرده‌اند، به‌درستی بگویی که اگر هرآموزگاری چنین کرده بود، بی‌شک حال این نسل، با آن‌چه اکنون است، متفاوت می‌بود.
.
در قسمتی از هر راه که با مقصدت فاصله‌ی فراوانی دارد، پیاده می‌شوی. تو درآمدت، همان چیزی‌ست که در این جامعه آن را «معاشِ معلمی» می‌خوانند و پیداست که چنین درآمدی هرگز بنا نیست، همان نیازهای نخستین‌ات را هم برآورد، چه رسد به فراتر از آن. آفتاب که آزارت می‌دهد، کتاب‌هایی که را بناست درس بدهی، سایه‌بانی می‌کنی بر سر و به رفتنِ راهت در شهر بیگانگان، در کابل، ادامه می‌دهی. و در خیابان نیز نگاه‌ها، همانی‌اند که در تاکسی دیده بودی.
.
می‌رسی، به شاگردان‌ات سلام می‌کنی و می‌خواهی دوباره برجای خویش بنشینند. از آ‌ن‌ها حالی می‌پرسی و درس را شروع می‌کنی و سعی می‌کنی بفهمند، خدا را گواه می‌خواهی که با همه‌ی وجودت تقلا داری که بفهمند، ولی تلخ این‌جاست که فهماندن از یک تن برنمی‌آید و تو حق داری اگر هم‌چون براهنی نعره برآری که:

به‌روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم
که تا نوشته بخوانند
که آفتاب بیاید
نیامد!

و چون تو از یک‌تنه آوردنِ آفتاب عاجزی،‌ آن‌چه را سهم‌ات است به‌جای می‌آوری؛ مگر نگفته‌اند که «هرکس به‌قدرِ وسع خریدار یوسف است- سرمایه‌ی شکسته‌دلان چیست؟ آرزوست!» و ادامه می‌دهی. به تو می‌گویند که «فیصدیِ» این ماهیِ «دست‌مزد» و یا دقیق‌تر، «دهن‌مزد» و «پای‌مزد» و «حوصله‌مزد» تو چقدر شده‌است، و تو خنده‌ات می‌گیرد، نه به کارت که تو می‌دانی که بودن در کاروانِ کسانی چون «سقراط» و «مارکس» و دگر آموزگاران بشریت، چه سعادت بزرگی‌ست، به این‌که در این خاک، در این شهرِ غریب، حالِ‌ دانش و دانشمند چه زار و نزار است. و با سری‌بلند، سرنوشت تراژیک خویشتن را می‌پذیری، تا بدانجا که خواهدت بُرد، با این تقدیر تراژیک خواهی رفت؛ با «معلمی در کابل».

بیشتر بخوانید

فوکویاما: مدیریت جهان به دست «یک پسر ده‌ساله» افتاده است
جهان

فوکویاما: مدیریت جهان به دست «یک پسر ده‌ساله» افتاده است

28 حوت 1404
زنان معترض: بازداشت زنان و دختران تهدید جدی به حیثیت‌شان است
افغانستان

زنان در دو راهی «سرنوشت» و «انتخاب»

17 حوت 1404
اتحاد فعالان حقوق بشر: تصمیم تازه‌ی طالبان «بدوی و زشت» است
افغانستان

آینده‌ی زنان افغانستان در هاله‌ای از ابهام؛ نظم اجتماعی یا نقض حقوق بشر؟

17 حوت 1404
ترور اکرام‌الدین سریع در قلب ایران؛ سکوت تهران چه پیامی دارد؟
نگاه شما

ترور اکرام‌الدین سریع در قلب ایران؛ سکوت تهران چه پیامی دارد؟

6 جدی 1404

نوشته‌های تازه

  • فوکویاما: مدیریت جهان به دست «یک پسر ده‌ساله» افتاده است
  • قیمت نفت در معاملات امروز تا مرز ۱۱۳ دالر بالا رفت
  • طالبان برخلاف عربستان فردا را روز نخست عید فطر اعلام کرد
  • وزارت امر به معروف طالبان: محتسبان ما در روزهای عید هم فعالیت دارند
  • وزیر طالبان به شیعیان: حلقات مغرض در پی ایجاد تفرقه در میان مسلمانان هستند
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
اشتراک در خبرنامه
نرخ ارزها در برابر افغانی
در حال دریافت نرخ‌ها...
Deeyar Logo

Privacy Policy
|
Legal Notice
|
About

© تمامی حقوق برای تلویزیون دیار محفوظ است.

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • چشم‌انداز
  • تماشای تلویزیون
  • افغانستان
  • جهان
  • اقتصاد
  • فرهنگ
  • ورزش
  • نگاه شما
  • ویژه‌
    • روایت فرجام: صندوق نامه‌های شما
    • شهرخوانی
    • زنان
    • حقوق بشر
    • پناهندگان