سید علی حسینی خامنهای در ماه حمل سال ۱۳۱۸ خورشیدی در شهر مشهد ایران بهدنیا آمد. پدر او سید جواد خامنهای، از روحانیان شناختهشدهی مشهد بود. خامنهای تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسهی اسلامی «دارالتعلیم دیانتی» در این شهر آغاز کرد و پس از پایان دورهی متوسطه، وارد حوزهی «علمیه و طلبگی» شد. او تحصیل علوم دینی را در مدرسهی سلیمانخان در مشهد ادامه داد، مدتی در قم و نجف به فراگیری فقه و اصول پرداخت و سپس دوباره به مشهد برگشت و به تدریس علوم دینی مشغول شد.
با آغاز «نهضت اسلامی» به رهبری روحالله خمینی در سال ۱۳۴۱، خامنهای به فعالیتهای سیاسی روی آورد و در جریان آن، چندینبار از سوی ساواک (دستگاه امنیتی و استخباراتی حکومت محمدرضا شاه پهلوی) بازداشت و به شش ماه حبس محکوم شد. در سالهای پایانی حکومت پهلوی، با تشدید بحران سیاسی، از سوی خمینی به عضویت «شورای انقلاب اسلامی» درآمد که توسط نهضت اسلامی تشکیل شده بود.
پس از پیروزی «انقلاب اسلامی» در ایران در ۱۳۵۷ و ادغام دولت موقت با شورای انقلاب، خامنهای در میزان سال ۱۳۵۸ به معاونیت امور انقلاب وزارت دفاع منصوب شد. او از بنیانگذاران «حزب جمهوری اسلامی» بود و در سالهای بعد بهعنوان امام جمعهی تهران ایفای نقش کرد. در فاصلهی سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸، دو دوره رییسجمهوری ایران بود.
پس از درگذشت خمینی در جوزا ۱۳۶۸، مجلس خبرگان، خامنهای را بهعنوان دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب کرد. از سال ۱۳۷۳، مرجعیت فقهی او در میان بخشی از حوزهی علمیهی قم مطرح شد؛ موضوعی که با حمایتها و مخالفتهایی همراه بود.
دورهی رهبری خامنهای با تحولات مهم داخلی و منطقهای همراه بوده است. در این دوره، برنامهی هستهای گسترش یافت، سیاستهای خصوصیسازی صنایع دولتی دنبال شد و نقش ایران بهخصوص در صادرات نفت و بازار انرژی منطقه تقویت شد. با اینحال تحریمهای جهانی، تورم شدید و نرخ دالر همواره از دلایل نارضایتی ایرانیان بودهاند.
در سیاست منطقهای، جمهوری اسلامی ایران در دورهی رهبری خامنهای از «بازیگران همسو» در منازعاتی چون سوریه، عراق، یمن و فلسطین حمایت کرده است؛ سیاستی که منتقدان آنرا عامل تشدید تنشها در خاورمیانه توصیف کردهاند، اما ایران از آن در چارچوب «محور مقاومت» دفاع میکرد. ایران در بیش از سه دهه رهبری او، درگیریهای نیابتی با عربستان و اسرائیل هم داشته است. در واپسین مورد، قبل از حملهی شنبه (نهم حوت) اسرائیل و امریکا بر ایران، این رویکرد به جنگ ۱۲ روزه (از ۱۳ تا ۲۴ جوزای ۱۴۰۴ خورشیدی) میان ایران و اسرائیل منجر شد.
در داخل کشور، سه دهه رهبری خامنهای با اعتراضات گستردهی مردمی در مقاطع مختلف همراه بوده است؛ از جمله اعتراضات سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴. او این اعتراضات را عمدتاً ناشی از مداخلهی «دشمنان خارجی» خوانده و شرکت کنندگان این اعتراضات را «مزدوران داخلیِ دشمنان» نامید. در واپسین مورد او اعتراضات ۱۸ و ۱۹ ماه جدی که بربنیاد گزارشها منجر به کشتهشدن هزاران معترض شد، را «اغتشاش» و کار «عوامل خارجی» دانست. این نگاه در عمل، چارچوب برخورد نهادهای امنیتی و قضایی با معترضان را شکل داده است.
سید علی حسینی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در بیش از سه دهه بدون هیچ مصاحبه یا تعامل مستقیم با رسانهها بر کشور حکمرانی کرد و سفری رسمیای از او به خارج از ایران در این دوره ثبت نشده است. در این دوران، ایران شاهد تثبیت قدرت نهادهای حکومتی و سپاه پاسداران، برنامهی هستهای، فشار اقتصادی، تحریمها، اعتراضات گسترده و شکلگیری و قدرت گرفتن جریانهای مخالف بود. حالا پس از جان باختن او، شرایط جمهوری اسلامی ایران در جنگ و تقابل با امریکا و اسراییل، همراه با فشار داخلی و خارجی، سنگینی میراث سه دهه رهبری او را بیشتر نمایان میکند.
خامنهای و همسرش منصوره باقرزاده شش فرزند (چهار پسر و دو دختر) دارند. اطلاعات رسمی دربارهی زندگی خصوصی خانوادهی او محدود هستند، اما مجتبی خامنهای، پسر دوم او، بهطور گسترده به عنوان یکی از چهرههای بانفوذ در ساختار قدرت جمهوری اسلامی شناخته میشود.
سرانجام خامنهای در حملات اسرائیل و امریکا بر ایران که صبح روز شنبه (نهم حوت) آغاز شدند، در ۸۶ سالگی جان باخت؛ رویدادی که نفوذ قابل ملاحظهی بر آیندهی جمهوری اسلامی آنهم در شرایط جنگی دارد. پس از جان باختن علی خامنهای، دانلد ترمپ و بنیامین نتانیاهو بهصورت جداگانه مرگ او را تایید کردند. مقامات ایرانی پس از ساعات اولیهی این رویداد، صبح روز یکشنبه (دهم حوت)، جان باختن او را تایید کرده و بر «گرفتن انتقام از امریکا و متحدانش» تاکید کردند.




