در یک سال گذشته موضع پاکستان از دوستی تا تهدید برای نابودی طالبان تغییر یافت. امریکا برای نخستین بار به کابل هیات اعزام کرد، اما اندکی بعد تهدید کرد که بخشی از خاک افغانستان (پایگاه بگرام) را میخواهد کنترول کند. اختلافات درونی طالبان به طور روزافزونی بیشتر نمود یافتند و مخالفان آن تلاشهای خود را برای انسجام بیشتر شدت بخشیدند.
افغانستان در سال 2025 میلادی گواه تحولات زیادی بوده است و این گزارش در پی آن است تا چکیدهای از تحولات سیاسی این کشور را پوشش دهد.
جهان ناگزیر شد با طالبان تعامل کند
شورای امنیت سازمان ملل متحد در قطعنامهی مصوبهی 10 مارچ 2020 تاکید کرد که از بازگشت «امارت اسلامی افغانستان» حمایت نمیکند و طالبان باید به گفتوگوهای بینالافغانی روی آورد. طالبان اما در 15 اگست 2021، بدون دستیابی به یک توافق سیاسی با طرفهای افغانستان، وارد پایتخت شد. جهان از آن زمان تلاش کرد طالبان را در انزوا قرار دهد تا این گروه به توافقنامهی دوحه پایبند باشد. اما همانطور که واسیلی نبنزیا، نمایندهی همیشگی روسیه در سازمان ملل متحد گفته است، این فشارها نتیجهی معکوس داشتهاند. طالبان در 4 سال و 4 ماه گذشته سیاستهای خود علیه زنان را شدت بخشیده و بدون تشکیل حکومت فراگیر، به حکمرانی ادامه داده است.
افغانستان موقعیت راهبردی دارد و کشورهای همسایه و فراتر از آن برای اتصال منطقهای کموبیش به این کشور وابسته هستند. به طور مثال پاکستان برای دستیابی به بازارهای آسیای میانه، و برعکس، نیاز دارند تا پروژههای خود را از مسیر افغانستان راه اندازی کنند. از حریم هوایی افغانستان روزانه دهها هواپیما رد میشود. میلیون مهاجر افغانستان در خارج از کشور، از پاکستان در شرق و امریکا در غرب، حضور دارند. افغانستان به ارزش یک تریلیون دالر – بر اساس یک برآورد – معادن زیرزمینی دارد.
کشوری اگر بخواهد پروژهی بینالمللی در خاک افغانستان راه اندازی کند یا مهاجران این کشور را اخراج کند و یا در استخراج منابع آن – برای منفعت خود – وارد عمل شود، نیاز دارد تا با حاکمان این کشور تعامل کند. شاید کشوری چون فنلند به این تعامل نیاز نداشته باشد – همانطور گفته به همین دلیل میخواهد سفارتش را ببندد – اما کشوری چون اتریش برای اخراج مهاجران افغانستان ناگزیر است چنین کند. اتریش در 2024 یک مهاجر افغانستان را – ظاهراً بدون هماهنگی لازم – اخراج کرد، اما طالبان این فرد را نپذیرفت و دولت اتریش مجبور شد وی را پس به آن کشور بازگرداند. این تجربه الهامبخش دیگر کشورهای اروپایی شد و آنها را وادار کرد برای اخراج مهاجران افغانستان ناگزیر با طالبان وارد تعامل شود.
نصیر احمد اندیشه، سفیر و نمایندهی همیشگی افغانستان در ملل متحد – ژنیوا در «اسپیس دیار» گفت جهان با «اکراه و ناگزیری» با طالبان تعامل برقرار میکند، نه از روی دلخوشی. او افزود که کشورهای همسایه روابط «عملگرایانه»ای با طالبان دارند. اندیشه گفت که ایران به دلیل مرز طولانی با افغانستان و مسایلی چون قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان، با طالبان در تماس است. ناگزیری جهان به نفع طالبان تمام شده و این گروه را به صورت تدریجی از انزوا در میآورد.
بیاعتنایی امریکا به قضیهی افغانستان
امریکا پس از خروج فاجعهبار و شتابزده از افغانستان، روابط خود را با طالبان خیلی محدود کرد: سفارت خود را بست و دیپلوماتهای خود را خارج کرد. امریکا در این سالها، گاهی برای منفعت خود با طالبان تعامل کرده و بر همین مبنا، گاهی از تعامل خودداری ورزیده است. امریکا سیاست «بیاعتنایی» در قبال افغانستان را در پیش گرفته است. بسیاری، از جمله مخالفان طالبان، هشدار دادهاند که این موضوع میتواند به امریکا آسیب بزند، همانگونه که در سال 2001 چنین شد. امریکا که بزرگترین تمویلکنندهی مالی افغانستان بود، در اپریل 2025 تمامی کمکهای بشردوستانهی خود به این کشور را قطع کرد (واشنگتن از زمان روی کار آمدن طالبان، 253.239 میلیارد افغانی/3.38 میلیارد دالر به افغانستان کمک کرده است). ایالات متحده قبل از قطع کمکها، در 20 مارچ 2025 هیاتی به کابل فرستاد تا شهروندان آن کشور که در بند طالبان بودند را رها کند. این نخستین سفر هیات امریکایی به افغانستان پس از روی کار آمدن طالبان بود.
زندانیان امریکایی
اولویت امریکا در افغانستان این است که امنیت آن کشور تامین شود، شهروندانش از نزد طالبان آزاد شده و تهدیدهای هراسافگنی ناشی از این کشور برطرف شوند. امریکا برای دستیابی به هدف اولی و سومی متهم است که با پاکستان همکاری میکند و در مورد دومی، مستقیماً به تعامل با طالبان پرداخته است. امریکا موفق شده است دستکم 5 شهروند خود را از نزد طالبان آزاد کند و به گزارش سیانان، همچنان 3 تن دیگر در بند این گروه حضور دارند. واپسین هیات امریکایی حدود سه ماه پیش به کابل سفر کرد. واشنگتن به طالبان امتیازی نیز برای آزادسازی شهروندان امریکایی داده است. نامهای سراجالدین حقانی، وزیر داخلهی طالبان و دو تن از اعضای دیگر شبکهی حقانی از فهرست پاداش وزارت خارجهی امریکا حذف شدند. ایالات متحده اما هنوز این افراد و همچنین شبکهی حقانی را «هراسافگن» میخواند. زلمی خلیلزاد، فرستادهی ویژهی پیشین امریکا برای صلح افغانستان گفته است مانع گسترش روابط طالبان و واشنگتن مسالهی زندانیان/گروگانهای امریکایی است.
پایگاه هوایی بگرام
دانلد ترمپ، رییسجمهوری امریکا در 18 سپتمبر اعلام کرد که تلاش دارد پایگاه هوایی بگرام را پس بگیرد. او این اظهارات را درست در زمانی مطرح کرد که چند روز پیش و چند روز بعد، هیات امریکایی برای آزادسازی شهروندان این کشور، به افغانستان سفر کرد.
سخنان ترمپ که با واکنش گستردهی منفی از سوی کشورهای منطقه، از جمله روسیه، چین، ایران، پاکستان و هند روبهرو شد، با تعبیرهای مختلفی همراه بود. برخی معتقد بودند که او به دنبال چیز دیگری است و برخی دیگر میگفتند ترمپ قصد دارد برگردد و «آبروی رفته را احیا کند.» طرفداران دیدگاه نخست بیشتر هستند. ترمپ چند بار در همان روزها ایدهی بگرامخواهی را تکرار کرد، اما از آن زمان تا کنون هیچ اشارهای به این موضوع نکرده است. طالبان واکنش شدیدی نشان داد و گفت هرگز اجازه نمیدهد امریکا به صورت نظامی وارد افغانستان شود، اما واشنگتن میتواند برای سرمایهگذاری برگردد. طالبان به امریکا هشدار داد که آماده است مانند گذشته، با این کشور بجنگد.
امریکا به درخواستهای طالبان اعتنایی نکرد
طالبان از ایالات متحده خواست که به افغانستان آمده و در بخشهای مختلف این کشور سرمایهگذاری کند. عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی ریاستالوزرای طالبان در ماه سپتمبر، به هیات امریکایی که به کابل سفر کرده بود، گفت واشنگتن به جای «تقابل»، راه تعامل با طالبان را در پیش گیرد، در بازسازی افغانستان «نقش فعال» ایفا کرده و در بخشهای مختلف سرمایهگذاری کند. برادر افزود که در عرصههای مختلف در افغانستان، از جمله معادن، حملونقل، زراعت، مخابرات، تکنالوژی و زراعت فرصت سرمایهگذاری وجود دارد. طالبان آن زمان مدعی شد که هیات امریکایی آمادگی این کشور برای همکاری در بخش اقتصاد افغانستان را اعلام کرد و گفت واشنگتن آماده است در افغانستان سرمایهگذاری کند. با گذشت سه ماه، امریکا هنوز هیچ ارتباط اقتصادی و بازرگانی با طالبان برقرار نکرده است. ایالات متحده همچنین به درخواست طالبان برای سپردن سفارت افغانستان هم پاسخ مثبت نداده است.
سلاحهای جامانده
دانلد ترمپ پس از بازگشت خود به کاخ سفید، در یک سخنرانیای اعلام کرد که اگر طالبان خواستار ادامهی کمکهای امریکا است، باید سازوبرگهای نظامی جامانده در افغانستان را پس دهد. سیگر ارزش کل این سازوبرگها را 7 میلیارد دالر برآورد کرده است. پاکستان گفت که این سازوبرگها به دست گروههای شبهنظامی مخالف آن کشور افتاده است و از نزد شبهنظامیان کشتهشده این سازوبرگها را به دست آورده است. طالبان در واکنش، اظهار کرد که این شبهنظامیان زمانی به سازوبرگهای نظامی امریکایی دست یافتند که این تسلیحات از پاکستان به سوی افغانستان منتقل میشدند. طالبان این تسلیحات را «غنیمت» خوانده، گفته است که باز نمیگرداند و تلاش دارد تسلیحات از کار افتاده را بازسازی کند.
پاکستان این تجهیزات را چالش جدی برای صلح و امنیت خود میداند و مدعی شده است که گروههای شبهنظامی عمدتاً با استفاده از همین تجهیزات «هزاران انسان بیگناه را در پاکستان کشتهاند.»
محمد اسحاق دار، وزیر خارجهی پاکستان در همین سال در گفتوگوی تلفونی با مایکل والتز، مشاور امنیت ملی وقت ایالات متحده، از اظهارات ترمپ مبنی بر بازپسگیری جنگافزارهای امریکایی از طالبان استقبال کرد. ارتش پاکستان از امریکا درخواست کرده است اقدام به بازپسگیری یا خرید این تسلیحات کند تا از حضور آنها در بازار سیاه جلوگیری شود.
پاکستان؛ از دوستی تا دشمنی
روابط طالبان و پاکستان در سال 2025 دچار چرخش 180 درجهای شد. در اوایل سال دو طرف روابط خوبی داشتند، اما به مرور این مناسبات به بنبست مواجه شدند؛ تا جایی که اکنون تقریباً اکثر روابط (سیاسی، اقتصادی و بازرگانی) قطع شدهاند. طالبان حدود یکونیم ماه پیش دستور قطع روابط بازرگانی با پاکستان را صادر کرد و از آن زمان، به دنبال راههای جایگزین رفت.
مشکل اصلی در روابط طالبان و پاکستان، تیتیپی است. این گروه شبهنظامی که حدود 20 سال پیش ایجاد شده بود، اکنون در بخشهای شمالشرقی پاکستان برای حکومت و نظامیان این کشور دردسر بزرگی ایجاد کرده است. ارتش آزادیبخش بلوچستان (بیالای) از دیگر گروه شبهنظامی فعال در ایالت بلوچستان پاکستان است. بیالای نسبت به تیتیپی فعالیت کمتری دارد، اما اسلامآباد معتقد است که هر دو در افغانستان حضور دارند، با یکدیگر همکاری میکنند و با استفاده از خاک افغانستان علیه پاکستان حملات انجام میدهند. پاکستان چندین ادعا مطرح کرده است. این کشور گفته مهاجمان از خاک افغانستان وارد میشوند، حملات در پاکستان در افغانستان برنامهریزی و هدایت میشوند و شهروندان افغانستان در حملات در پاکستان دخیل هستند. برخی از کشورها، به ویژه دنمارک هم روایت پاکستان مبنی بر این که از خاک افغانستان علیه آن کشور استفاده میشود را موجه میدانند.
پاکستان میگوید که در سال 2025، نزدیک به یک هزار و ۲۰۰ تن در نتیجهی «هراسافگنی ناشی از افغانستان» در آن کشور جان باختند. اسلامآباد همچنین گفته که از سال ۲۰۲۲ تا کنون، بیش از ۲۱۴ شهروند افغانستان را در جریان عملیات «ضدهراسافگنی» از بین برده است.
طالبان گروههای مسلح مخالف پاکستان را هراسافگن نمیداند و معتقد است که این گروهها خواستههای «برحقی» دارند. شماری میگویند تیتیپی زمانی که طالبان افغانستان علیه دولت جمهوری و همچنین نیروهای ائتلاف بینالملل در افغانستان میجنگید، با این گروه همکاری میکرد و در عملیاتهای آن شرکت میجست، از این رو «اکنون وقت جبران نیکی است.» شورای امنیت سازمان ملل متحد در گزارشهای خود حضور تیتیپی در افغانستان را تایید کرده است.
طالبان و پاکستان در 4 سال گذشته چندین درگیری محدود در امتداد خط دیورند داشتند، اما بزرگترین درگیری زمانی رخ داد که پاکستان در شب جمعه (17 میزان) به پکتیکا حمله کرد و «حریم هوایی کابل» را نقض کرد و طالبان در واکنش، شب یکشنبه (19 میزان) از 6 نقطه در امتداد خط دیورند به پاکستان حمله کرد. در این درگیری دهها تن از دو طرف کشته شدند. ارتش پاکستان گفت تیتیپی و بیالای در این حمله با طالبان همکاری کردند. پاکستان در روزهای بعدی به چندین ولایت افغانستان، از جمله قندهار، پکتیکا، پکتیا، خوست، کنر، هلمند و برای نخستین بار در تاریخ به کابل حمله کرد. نیروهای پاکستانی وارد بخشی از قندهار شدند و پرچم کشور خود را بر فراز یک پاسگاه طالبان نصب کرند. در جریان پ 5 روز درگیری، به گزارش یوناما، 50 فرد ملکی در افغانستان کشته و 557 تن دیگر زخمی شدند. در طرف پاکستانی تلفات ملکی گزارش نشد. در 23 میزان آتشبس میان طالبان و پاکستان برقرار شد که به رغم چندین بار نقض، تا کنون پابرجا است. چهار دور مذاکره (یک دور در دوحه، دو دور در استانبول و یک دور در ریاض) بدون دستیابی به نتیجهای برای حل پایدار مناقشه پایان یافتند.
با تیرهشدن روابط، پاکستان لحن خود علیه طالبان را به طور روزافزونی تند کرد. مقامهای پاکستانی مشروعیت رژیم طالبان را زیر پرسش بردند، حرف از سرنگونی طالبان به میان آوردند و خواستار «آزادسازی» افغانستان و تشکیل حکومتی در این کشور شدند که «واقعاً از همهی مردم نمایندگی کند.»
این گفتهها از سوی دولتی مطرح شدند که برای دههها از طالبان حمایت میکرد، به قدرت رسیدن این گروه در افغانستان را جشن گرفت و در پی گسترش روابط خود با آن بود. قبل از آن که میان دو طرف جنگ بزرگی در گیرد، دو طرف روابط دیپلوماتیک خود را ارتقا دادند و پاکستان توافق کرد که دهلیز اقتصادی چین – پاکستان را به افغانستان گسترش دهد. این پروژه بخشی از ابتکار جاهطلبانهی چین است که هدف آن احیای «جادهی ابریشم» و ساخت مسیرهای بازرگانی برای افزایش نفوذ بیجینگ در جهان است. چین تلاش کرده است طالبان و پاکستان را آشتی دهد تا منافع اقتصادی آن کشور تامین شود. شرکتهای چینی در قسمت استخراج معادن افغانستان فعال هستند.
پاکستان درگیر شورشهای داخلی است و برای دستیابی به اهداف ملکیاش، باید آنها را مهار میکرد. این کشور قبلاً در سال 1971 تجزیه شده بود و نمیخواهد بدون مهار گروه تجزیهطلب ارتش آزادیبخش بلوچستان و گروه اسلامگرای تحریک طالبان پاکستان پیش رود.
از آن رو که اسلامآباد گمان میبرد این گروهها در افغانستان پناهگاه دارند، بارها از طالبان خواسته یا آنها را از امتداد مرز دیورند دور کند یا تحویل دهد. برای واردکردن فشار بر طالبان، اخراج مهاجران افغانستان را روی دست گرفت. بر بنیاد گزارش سازمان ملل متحد، پاکستان در کمتر از سه سال گذشته حدود 1.7 میلیون مهاجر افغانستان را اخراج کرده است. نزدیک به یک میلیون این افراد در سال 2025 میلادی اخراج شدند. طالبان بارها خواستار اخراج تدریجی مهاجران افغانستان شده، اما این خواسته برآورده نشده است. هنوز بیش از دو میلیون مهاجر افغانستان در پاکستان حضور دارند. گفتنی است که در سال 2025 میلادی 2.8 میلیون مهاجر افغانستان از کشورهای خارجی برگشتند.
روابط با باقی کشورهای منطقه
در یک سال گذشته، کشورهای منطقه روابط نزدیکتری با طالبان برقرار کردند. این کشورها بر مواردی چون تشکیل حکومت فراگیر و رعایت حقوق بشر از سوی طالبان تاکید کردند، اما این موضوعات را به عنوان پیششرط تعامل خود با طالبان قرار ندادند. برخی معتقدند کشورهای منطقه به جای طرد کامل طالبان، تلاش میکنند برای تامین منافع امنیتی و اقتصادی خود، روابط «موقتی و عملی» با این گروه برقرار کنند. به باور کارشناسان، کشورهای منطقه طالبان را به عنوان یک «شریک پایدار» نمیبینند.
هند، برای پیشبرد رقابت خود با پاکستان، به سمت نزدیکی با طالبان حرکت کرد و این گرایش دقیقاً زمانی تشدید شد که روابط اسلامآباد و طالبان به بالاترین سطح تنش رسیدند. امیرخان متقی دو روز پیش از رویارویی طالبان و پاکستان، به دهلینو سفر کرد و پس از آن، دو وزیر دیگر طالبان نیز به هند سفر کردند. در همین دورهی تنشآلود بین اسلامآباد و طالبان، هند سطح نمایندگی خود در کابل را به سفیر ارتقا داد. هند حملات پاکستان بر افغانستان را محکوم کرده و همچنین آمادگی خود را برای ساخت سد روی دریای کنر اعلام کرده است؛ دو اقدامی آشکار علیه پاکستان. دهلی نو اما اعلام کرده که هدفش از نزدیکی به طالبان «کمک به مردم افغانستان» است.
روسیه برای پر کردن خلای امریکا و ناتو، برطرف کردن نگرانیهای امنیتی خود و افزایش نفوذ، طالبان را در ماه جولای به رسمیت شناخت و تبدیل به یگانه دولتی شد که چنین گامی بر میدارد. قبل از این اقدام، روسیه نام طالبان را از فهرست ممنوعه به حالت تعلیق درآورد. روسیه با گذشت چندین ماه، اقرار کرده است که طالبان در رسیدگی به نگرانیهای امنیتی آن کشور ناکام بوده است. از آن رو که برخلاف انتظار، هیچ کشور دیگری بعد از روسیه طالبان را به رسمیت نشناخت، طالبان گامی به سوی تشکیل حکومت فراگیر بر نداشت و حضور گروههای شبهنظامی در افغانستان همچنان ادامه یافت، برخی بر این باور شدند که مسکو ممکن است دچار خطا شده باشد. روسیه معتقد است که در افغانستان بیش از 20 گروه شبهنظامی با 15 هزار نیرو وجود دارند و این گروهها «اصلیترین» تهدید برای آسیای مرکزی هستند.
این گفتهی آخری زمانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت که تاجیکستان سه بار در یک ماه از خاک افغانستان مورد حمله قرار گرفت. در این حملات 5 شهروند چینی، 2 نیروی امنیتی تاجیکستانی و سه شبهنظامی کشته شدند و 5 شهروند چینی زخم برداشتند.
دوشنبه طالبان را به «بیمسئولیتی و سهلانگاری» متهم کرد، خواستار اتخاذ اقدامهای موثر برای تامین امنیت مرزها شد و از این گروه خواست از مردم تاجیکستان عذرخواهی کند. طالبان در عوض وعدهی جلوگیری از تکرار این حملات را داد. قرار است در سال 2026 میلادی «برنامهی هدفمند بیندولتی» سازمان پیمان امنیت جمعی برای تقویت مرز تاجیکستان و افغانستان اجرایی شود و تا سال 2029 تکمیل شود.
الکساندر کنیازف، پژوهشگر ارشد موسسهی مطالعات بینالملل دانشگاه «مگیمو» – وابسته به وزارت خارجهی روسیه – میگوید این رویدادها در حالی رخ دادند که نشانههایی از بهبود روابط دوجانبه میان تاجیکستان و طالبان پدیدار شدند. او میافزاید که اکنون زمان آن رسیده که بدون «افتادن در دام تحریکات»، به طالبان کمک صورت گیرد. تاجیکستان تنها کشور آسیای مرکزی بود که مناسباتش با طالبان را گسترش نداد، اما در ماههای قبل از حملات از خاک افغانستان، برای گامبرداشتن در این راستا تمایل نشان داد. وحیدالدین عمروف، پژوهشگر تاجیکستانی قبل از این تحولات گفته بود که دوشنبه در سالهای نخست رویکار آمدن طالبان در افغانستان، این گروه را «تهدید مستقیم» میدانست، اما اکنون به دلایل امنیتی، بر ضرورت همکاری با آن تاکید میکند. به گفتهی او، تاجیکستان خود را در زمانی که ازبیکستان، قزاقستان و ترکمنستان با طالبان روابط مستقیم برقرار کردند، در انزوا دید.
ازبیکستان روابط نزدیکی با طالبان برقرار کرده است. بارها مقامهای طالبان به ازبیکستان و مقامهای آن کشور به افغانستان سفر کردهاند. حجم بازرگانی دو کشور در ۱۱ ماه نخست سال ۲۰۲۵ میلادی، حدود ۸۵.۸ میلیارد افغانی (۱.۳ میلیارد دالر) بوده است. ازبیکستان میگوید صلح و ثبات در آسیای مرکزی به افغانستان وابسته است.
تعامل طالبان با اروپا
کشورهای اروپایی عمدتاً به دلایل حقوقبشری با طالبان کمترین روابط را دارند و بارها، برخلاف کشورهای منطقه، سیاستهای این گروه علیه زنان را نکوهش کردند. هزاران مهاجر افغانستان در سراسر اروپا حضور دارند که «مستحق اخراج» هستند، اما برای انجام این کار نیاز است با طالبان توافقی صورت گیرد. این موضوع به طالبان فرصت تعامل با غرب را داده است و از همین رهگذر توانسته چندین دیپلومات خود را به کشورهای اتریش، سویس و آلمان بفرستد. دیپلوماتهای طالبان در آلمان قنسولگری افغانستان در بن را تحت کنترول گرفتند و در اتریش برای شناسایی هویت مهاجران افغانستان برای اخراجشان به کشور دست به کار شدند. اخراج مهاجران یک قضیهی تمام نشده است و پیشتر 20 کشور اروپایی در نامهای به اتحادیهی اروپا خواستار تسهیل و اولویتدهی به این موضوع شدند.
ابراهیم بحیث، تحلیلگر گروه بینالمللی بحران گفت طالبان بسیار مشتاق است تا در نظام سیاسی جهانی ادغام شود و ارتباطات رسمی در چارچوب توافق روی پذیرش مهاجران افغانستان از اروپا «پیروزیهای کوچکی هستند که طالبان را بیشتر و بیشتر در نظام بینالملل وارد میکنند.»
تهدیدات علیه طالبان
طالبان با دو تهدید روبهرو است: درونگروهی و برونگروهی؛ اولی به طور روزافزونی نمود مییابد و دومی به همین منوال منسجمتر میشود. طالبان به دو جناح عمده تقسیم شده و این دستهبندی را هیات معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) هم تایید کرده است. جناح عقبگرا مخالف آموزش، کار و گشتوگذار زنان و دختران و معتقد به حکومت تکقومی، تکمذهبی، تکجنسیتی و تکباوری است. جناح دوم دیدگاه نرمتری نسبت به این موضوعات دارد و معتقد است پایداری رژیم طالبان با کنارآمدن با جامعهی جهانی تضمین میشود. انتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد در گزارش ربعوار خود نوشته است که این تفاوت دیدگاه در قطعی سراسری انترنت بازتاب یافته است؛ زمانی که هبتالله دستور داد انترنت قطع شود و حسن آخند این دستور را 48 ساعت پس از اجراییشدن آن لغو کرد.
جناح دومی منتقد سیاستهای آموزشی طالبان هم است. طالبان در ۱۰ می ۲۰۲۴ شیر محمد عباس استانکزی را به دلیل اظهارات عمومی و پیامهای صوتیاش دربارهی ممنوعیت آموزش دختران، از سمت معاونیت وزارت خارجهی این گروه برکنار کرد. چند ماه بعد هبتالله دستور بازداشت استانکزی را صادر کرد و او مجبور شد به خارج پناه ببرد. با گذشت چندین ماه، استانکزی تا کنون به کشور برنگشته است. گزارشها حاکی از آن هستند که رهبر طالبان میخواست او را محاکمه کند، اما قبل از بازداشتشدن، موفق به فرار شد.
سراجالدین حقانی، وزیر داخلهی طالبان در ماه دسمبر سال 2024 از سیاستهای طالبان انتقاد کرد و به دنبال آن، مجبور شد از کشور خارج شود. حقانی دهها روز در خارج از کشور به سر برد و حتی پس از بازگشتش، گزارشهایی مبنی بر استعفای او منتشر شدند. کمیتهی نظارت بر تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد گفت که حقانی از زمان بازگشت خود، با احتیاط سخنرانی کرده، بر ضرورت وحدت ملی و حاکمیت شریعت تاکید کرده و مسئولان طالبان را به وفاداری به هبتالله فرا خوانده است.
با این حال، او در روزهای گذشته اندکی زبان خود را به انتقاد تیزتر کرده است. حقانی در سخنرانی خود در مسجدی در خوست، از شیوهی ادارهی طالبان انتقاد کرد و گفت اینگونه «حکومتداری» نمیشود. رهبر شبکهی حقانی در سخنرانی جداگانهای اعلام کرد که رهبران طالبان تلاش دارند به مشکلات موجود راه حل معقول و مشروع یابند.
محمد عمر داودزی، وزیر پیشین امور داخلهی افغانستان به تلویزیون دیار گفت طالبان یکدست نیست و اختلاف نظر در میان رهبران آن وجود دارد. او تاکید کرد که همین اختلاف نظرها میتوانند در نهایت به «گشایش مسیرهایی برای یافتن راه حل» منجر شوند.
در بیرون از رژیم طالبان، سیاستمداران، رهبران و فعالان افغانستان تلاش دارند تا بدیلی برای طالبان ایجاد کنند. اختلافات دیرینه و ریشهدار، پیمانشکنیها و عدم حمایت بینالمللی باعث شده که رهبران افغانستان نتوانند علیه طالبان به اجماع برسند. مخالفان طالبان به دو دسته تقسیم میشوند: آنانی که راه حل نظامی را در پیش گرفتند و آنانی که هنوز به دنبال گفتوگو و توافق با طالبان هستند.
دستهی نخست، به گزارش کمیتهی تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد، از جنوری تا جولای 2025 میلادی 116 حمله در افغانستان انجام داد (73 مورد مربوط به جبههی مقاومت و 43 مورد مربوط به جبههی آزادی) و دستهی دوم چندین نشست برای اعلام یکپارچگی و ابراز خواستههای خود برگزار کرد. جبهههای مقاومت و آزادی همزمان که در داخل کشور علیه طالبان میجنگند، در خارج تلاش دارند حمایتهای بینالمللی برای خود جلب کنند. آنها همچنین به دنبال یکجاشدن با دیگر جریانها هستند تا چتر سیاسی بزرگی در مخالفت با طالبان شکل دهند. در اواسط ماه فبروری، پنجمین نشست «روند ویانا» در شهر ویانای اتریش با حضور دهها تن از نمایندگان جبهههای سیاسی و نظامی مخالف طالبان، از جمله رهبران جبههی مقاومت و جبههی آزادی و برخی از فعالان و حقوق زنان برگزار شد. این نشست با انتشار اعلامیهای به پایان رسید که در آن بر لزوم حمایت جهانی برای ایجاد یک «دولت انتقالی» در افغانستان تاکید شده بود.
این دو جبههی مخالف طالبان به رغم آن که در داخل افغانستان حضور محدود دارند، اما تهدید جدی علیه این گروه پنداشته نمیشوند. به هر حال، طالبان شدیداً تمایل دارد که حضور آنها در افغانستان را انکار کند؛ سیاستی که سالهاست آن را در پیش گرفته است. شماری معتقدند که سرنگونی طالبان که سالهاست کوشش کرده در داخل جامعه ریشه دواند، کار بسا سختی است و موجب خونریزی و تکرار جنگهای داخلی میشود. برخی اما میگویند که طالبان تا زمانی که تهدید نظامی علیه خود حس نکند، به میز مذاکره حاضر نمیشود.
مخالفان سیاسی طالبان، از عبدالرشید دوستم گرفته تا محمد محقق و امیر اسماعیل خان، در یک سال گذشته بارها رژیم طالبان را ناپایدار توصیف کردند و مژدهی سرنگونی آن را دادند. دوستم در یکی از واپسین سخنرانیهای خود گفت طالبان باید اکنون وارد مذاکره با مخالفان خود شود، وگرنه کاری خواهد کرد که «طالبان زانو بزند.» طالبان در یک سال گذشته واکنش محدودی به فعالیتها و اظهارات مخالفان خود داشته است. ذبیحالله مجاهد مخالفان طالبان را «مهرههای سوخته» دانسته و گفته «منافع افغانستان ایجاب نمیکند» که طالبان با آنها گفتوگو کند.
به تازگی، افرادی چون عبدالرشید دوستم، محمد حنیف اتمر، احمد مسعود، محمد محقق، عطا محمد نور، محمد اسماعیل خان، عبدالرب رسول سیاف، یونس قانونی، عمر داودزی و دیگر رهبران در بیانیهای تحت نام «همصدایی ملی» طالبان را به میز مذاکره فراخواندند و خواستار تشکیل حکومت مشروع و رعایت حقوق بشر در افغانستان شدند. این از معدود نشستهایی است که در آن اکثر رهبران عمدهی افغانستان مواضع مشترک خود را اعلام کردند. شرکتکنندگان گفتند که جهان از آنها خواسته بود که برای هر تحولی، نخست باید وحدت داشته باشند. گفتنی است که طالبان علناً به این بیانیه واکنش نشان نداده است، اما روزنامهی روسی «گازتای مستقل» به نقل از یک شرکتکننده گزارش داده که افرادی نزدیک به سراجالدین حقانی و عبدالغنی برادر خواستار نسخهی پشتوی این بیانیه شدند.
بیش از 4 سال و 4 ماه از به قدرت رسیدن طالبان میگذرد، اما هنوز تعامل جهان با این گروه محدود و «با اکراه» است، مخالفان به طور روزافزونی اختلافاتشان را کنار گذاشته و به سوی انسجام حرکت میکنند، جنگ غزه پایان یافته و جنگ اوکراین در آستانهی پایانیافتن است – دو رویدادی که توجه جهان را بیشتر به خود جلب میکردند – بحرانهای انسانی و اقتصادی در کشور عمیقتر شدند و تهدیدات از افغانستان علیه کشورهای دیگر همچنان وجود دارند و جدی هستند. آیا در افغانستان یک بمب ساعتی کارگذاری شده و هر لحظه قرار است انفجار کند؟




